حتی تصور نوشتن ِ فقط چند خط ِ كوتاه درباره ي عاشقانه هاي مردي كه فكر ميكني تا حدي ميشناسيش و به او نزديكي و نت به نت ترانه هايش را پرسه زدي و زندگي كردي ، نفست را در سينه حبس مي كند چه رسد بررسي چندين سال ترانه سرايي ِ وي .
كسي كه كلامش ازهميشه تاهنوز طعم بيداري دارد؛ و مي توان از عطر صميمي واژه هاي پيرش ، تازه شد و گل كرد .
اگر تاريخ ترانه سرايي ايران را تا چند سال قبل از انقلاب ورق بزنيم ميرسيم به صفحه اي كه خط به خطش پر است از زمزمه هاي شاعرانه ي اكبر آزاد .
ترانه سرايي كه نه از روي تفنن و نه از باب گذران مادي زندگي و نه به التماس شهرت بلكه تنها بنا به رسالت شاعر بودنش ( با معرفتي كه اين روزها كمتر كسي به آن دست يافته ) قلمش را براي به بيداري كشيدن ِ واژه هاي خواب آلود ي كه فقط لباسي ازجنس عرياني ِ ابتذال بر تن داشتند ، به دست گرفت و جامه اي از ماندگاري بر آن پوشاند .
كسي كه در اوج ِ تواضع ،علاقه و استقبالش را به همراه لبخند بي دريغي كه هميشه بر لب دارد براي انتقاد از سروده هايش نشان مي دهد .
كه صد البته كلامش خود نمايان گر شعور شاعرانه ي وي بوده و هست و هيچ گاه رنگ شعار به خود نمي گيرد و نه رنگ كهنگي و ماندگي ...
وقتي نگاهي به كارنامه ي اكبر آزاد مي اندازم و آن را با شعر هاي خيلي از نا ترانه سرايان امروزي مقايسه مي كنم دلم مي سوزد .
دلم براي همه ي اين سال هايي كه به سرعت و بي اعتنا در حال عبور است مي سوزد و به حال قدر ناشناسي هاي خودم ( و نه ديگران ) در شناخت عاشقانه هاي شاعري كه پا به پاي همه ي معماران ترانه ي نوين تلاش كرده و از دل و جان نوشته است .
شاعري كه با تسلط كامل به به شعر كلاسيك قدم به جاده ي بي انتهاي ترانه گذاشته .
در طول تمام اين سال هايي كه كلام اكبر آزاد جان عاشقانه ي ترانه هاي من بوده نكات زيادي را در اشعارش به وضوح لمس كردم .
قبل از اشاره به آن ها بايد بگويم كه ارزش مكتوب ترانه يكي از ابعاد مهم وانكار ناشدني است كه پا به پاي ديگر عناصر سازنده اش از قبيل موسيقي دروني ، قابليت تقطيع و هجا بندي ، تكنيك هاي نوشتاري ، واژه شناسي روزمره ، مبداء و مقصد داشتن و هدفمند بودن موضوع مورد نظر در عين در نظر گرفتن ِ سنت هاي شعري گذشته و وفاداري به آن ها و نيز بهره بردن از صنايع ادبي در خور شخصيت ترانه ، يكي از شروط ماندگاري يك ترانه مي باشد .
در واقع فقط يك سري ترانه سراي خاص مثل : ، اردلان سر فراز ، ايرج جنتي عطايي ، شهيار قنبري ، افشين يداللهي ، اهورا ايمان ، محمد علي بهمني و اكبر آزاد معدود ديگر كارهايي با ارزش مكتوب بسيار غني از خودشان ارائه كرده اند .
اما از اين بحث كه بگذريم مي رسيم به موسيقي دروني يك ترانه كه واژه به واژه اي كه شاعردر ساختار شعري ترانه اش به كار مي برد در بارور شدن هر چه بيشتر اين موسيقي دروني نقش دارند.
اكبر آزاد ( چه قبل و چه بعد از انقلاب ) از جمله ترانه سراياني ( سه يا چهار نفر ) است كه اكثر آثارش را با همان زمزمه ي آهنگين خاص خودش (ساخت خودش) به حنجره ي خواننده سپرده است .
از اين تجربه هاي موفق مي توان به ترانه هاي خواب گريه ها / متبرك / بيداري / نقش هستي /جووني / فصل كبوتر/ شعر دريا / پلنگ زخمي درآلبوم خواب گريه ها كه بر اساس موسيقي ساخته ي خود او و تنظيم استادانه ي آندره آرزومانيان با صداي قاسم افشار مي باشد اشاره كرد.
ترانه هاي ديگري هم از اكبر آزاد با موسيقي ساخت خودش در آلبوم هاي مختلف به چشم مي خورد كه بخشي از آن ها عبارتند از :
قطعات روح سبز بارون، باغ بي برگي، نيمه ي سيب در آلبوم براي خاطرتو با صدايقاسم افشار
پدر در آلبوم قرمزته با صداي قاسم افشار
شب سربي و نوبت عاشقي در آلبوم شب سربي با صداي نيما مسيحا
قطعه ي من و اين شباي گريه با صداي نيما مسيحا ( كه هنوز به صورت رسمي منتشر نشده )
گلريزون در آلبوم شاهزاده ي برهنه پا با صداي حامد مقدم
قطعات دعوت / معجزه ي عشق / اوج سحر/ دشت هاي كويري / شعر ِ ترِ باران / با تو خوشه زمونه
در آلبومي با نام بي تو خاكسترم
در كنار اين ها اكبر آزاد توانايي خود را در ساخت ملودي بر روي ترانه هايي از ديگر ترانه سرايان نيز تجربه كرده است كه نمونه هاي بارز آن عبارتند از :
قطعات بي تو خاكسترم با شعري از زنده ياد محمود مشرف آزاد(م آزاد) / نغمه در نغمه با شعري از مشفق كاشاني
وقف پرنده ها با شعري از محمد علي شيرازي ( آي آدماي مهربون )/ و ترانه ي مرز تماشا از
عبدالجبار كاكايي ( با صداي حامي )
وبسياري از كارهاي ديگري كه مجالي براي پرداختن به تك تك آن ها نيست .
اكبر آزاد همچنين تجربه ي همكاري با زنده ياد بابك بيات را نيز در كارنامه ي هنري خود به ثبت رسانده
از جمله ي اين همكاري هاي مشترك مي توان به ترانه ي بغض در آلبوم بچه هاي ايران با صداي
داريوش اشاره كرد كه البته شعر اين اثر بر روي ملودي از استاد بيات نوشته شد و يكي از تاثير گذار ترين و موفق ترين همكاري هاي اين دو مي باشد .
اما جلوتركه بياييم و بگذريم ازكنارآثارارزشمند و ماندگاري مثل :
ترانه ي آسيمه سر با صداي محمد اصفهاني و قطعات در غربت / دلشوره / منجي در آلبوم دلشوره با صداي خشايار اعتمادي
مي رسيم به ترانه ي مرگ آفتاب كه حاصل همكاري اكبر آزاد و بابک بيات در سریال ولايت عشق با صداي محمد اصفهاني مي باشد كه اوج هدفمندي و پختگي كلام را در اين مي توان لمس كرد.
جنبه ي ديگرترانه هاي اكبر آزاد كه بيشتر قابل لمس است روزنه هاي اميد و يقيني است كه در اشعارش به چشم مي خورد ، واين اميد را به همراه حسي عاشقانه در ترانه هايش به هستي مي كشاند
روزنه هاي اميد كه هم خود به نقش مقابلش در ترانه مي بخشد و هم بالعكس:
مثلا در ترانه ي نوبت عاشقي
پهلوون ِ تو قصه ها / خود تويي خود منم
مي زنه نبضم تو رگت / مي تپه قلبت تو تنم
و يا در ترانه ي شعر دريا
با تو از دردي كه مي گم / سينه سوزه جون شكاره
مي گي پشت كينه يخ / سرخي خون ِ اناره
همچنين تكنيك خاصي كه وي براي جلوگيري از يكنواخت شدن ترانه هايش به كار مي برد و يا به بيان ساده شكل هندسي و ياختار شماتيكي كه با واژه هاي مختلف خلق مي كند :
مثلا در ترانه ي جووني
من مث شبم تو روزي
من گذشته ، تو هنوزي
مث تقويم قديمي
روزگار خط زده برگامو همه فصلا رو گشتم
ديگه خاكستر سرخ يه ستاره تو غروب تلخ دشتم
با تو گرماي تابستون
خنده هات مرواري بارون
با تو مستي و نشاطه
نه پاييز ُ ميشناسي ، نه زمستون
در كنار همه ي نكات ذكر شده نمي توان معنا گرايي خاصي كه وي در آثارش به آن تكيه مي دهد را نديده گرفت كه البته اين معني گرايي در عين وفاداري به اعتقادات و شعور شاعرانه اش به وقوع مي پيوندد وبي خلاف تفكر بسياري از افراد كم خردي كه بدون هيچ پشتوانه ي اعتقادي دست به مثلا سرودن يك ترانه مي زنند يك اتفاق واهي نيست .
و حتي در عاشقانه ترين اشعارش مي توان رگه هايي از اعتقادات سياسي اجتماعي اش را به وضوح ديد .
اكبر آزاد همچنين با تكيه بر اين اعتقادات دست به خلق اشعار ماندگاري زده است .
علي قزل سفلو (آزادي)
faslebibarg@yahoo.com
www.lyrics63.blogfa.com