![]() |
|
![]() |
|
|
گل پونهیکشنبه نوزدهم فروردین 1386
غم اگه نوشتنی بود اگه غصه گفتنی بود من هزار تا قصه داشتم همشم شنفتنی بود
سلام ... خیلی وقته که می خوام این ترانه رو بذارم تو وبلاگم ولی... سفر بی باز گشت یک دوست بهونه ای برای نوشتن این ترانه شد ... و حالا یاد و خاطره ی اون دوست قدیمی که از همیشه تا هنوز دوست دارمش بهونه ایشده برای زمزمه ی دوباره ی این ترانه ی غبار گرفته .
لالالالا گل پونه / قناری غرقه در خونه تن صد پاره ی پیچک / تو دست باد ٬ وِیلونه
بخواب ای دلزده از شب /لالالالا گل بی خار بخواب ای خسته از تقدیر / از این بیهودگی تکرار
لالالالا گل گندم / که من دلگیرم از مردم تو این شهر ِ پُره وحشت / شدم تنها و سردرگم
من اینجا گیج و حیرونم / میون رفتن و موندن دیگه نه فرصتی دارم / نه آوازی واسه خوندن
نه حال گریه ای مونده / نه بغضی میشکنه این جا برای ناز نیلوفر / نمومنده حرمتی بر جا
بخواب ای دلزده از شب / لالالالا گل بی خار بخواب ای خسته از تشویش / از این بیهودگی تکرار
بخواب ای شب نشین با درد / که من همبغض مهتابم اگر چه سرد و تاریکم / شبیه مرگ مردابم
ترانه سرا : علی قزل سفلو
|
|
![]() |
|
![]() |
بی تو تبعیدم به این تنهایی
بعد از مرگ روحم را کالبد شکافی کنید ؛ من به او مشکوکم ...




