![]() |
|
![]() |
|
|
سال نو مبارکسه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 سلام امسالم داره تموم می شه مثل همه ی چیزایی که یه روز تموم می شن مثل پارسال مثل من مثل .... مثل تمام روزهایی که گذشت و دیگه هرگز برنمیگرده..... مثل..... ای کاش این سالی که می یاد...نه .. دوست دارم امسال هیچ آرزویی نکنم امسال لحظه ی سال تحویل به احترام تموم دعاهایی که سالا ی پیش کردم یک دقیقه سکوت می کنم ولی..... مطمئنم که امسال سال خوبیه نه مثل پارسال .... دلم لک زده برای نوشتن یه کار جدید اما نمی خوام مثل همه ی کارایی که برای سال نو نوشته شده کلیشه ای و تکراری باشه . تو فکر نوشتن یه ترانه ی متفاوت برای عید هستم .
به پیشنهاد ماهان دارم برای تاسیس یک انجمن ترانه دوندگی میکنم اما خوب... مگه آدمای مریض دور و برم میذارن ؟ فعلا که همش سنگ میندازن متاسفانه ما داریم تو مملکتی زندگی میکنیم که یه عده " آدم نما " ی شکم پرست که بویی از انسانیت و آزادگی نبردن دور و برمون رو گرفتن و مث میله های قفس راهی برای گریز کسی نذاشتن ...
من امسال برای همدردی با بچه های یتیم گنبد لباس نو نمی خرم . پولش رو یه جای دیگه خرج می کنم که شاید یه دلی شاد بشه امیدوارم همه ی آدما به فکر هم نوع خودشون باشن
به امید روزی که هیچ آدم نیازمندی در همسایگی مون نباشه
این روزا خیلی دلم گرفته ... خیلی تنها شدم ... تلفن خونه مون چن روزیه که زنگ نخورده . حتی مزاحم تلفنی هام هم منو فراموش کردن شایدم " فوت کردن " یادشون رفته . گاهی روزا فکر میکنم که خدا هم منو یادش رفته و من از قلم بنده هاش افتادم ... دلم بدجوری گرفته س . حالا کی بغض شعرم بترکه ؟ نمی دونم ... گاهی وقتا ٬ بعضی روزا ٬ بدجوری دلم میگیره باز یه بغض تلخ و سنگی توی هق هقم میشینه نه ترانه مهربونه ٬ نه کسی دلنگرونه حال این من ٍ خرابو ٬ کسی جز من نمیدونه ولی خوب چه میشه کرد ؟می سوزم و میسازم تنهایی هم رفیق و همخوابه ی خوبیه مگه نه ؟
|
|
|
|
خونه ...سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385به مادری که از همیشه تا هنوز
|
|
![]() |
|
![]() |
بی تو تبعیدم به این تنهایی
بعد از مرگ روحم را کالبد شکافی کنید ؛ من به او مشکوکم ...




