![]() |
|
![]() |
|
|
هم رازشنبه هجدهم آذر 1385
مث سایه پا به پای روزگار همه ی حادثه ها رو با منی زیر آوار هجوم غصه ها تو به جای من خسته میشکنی
سر نوشتمون گره خورده به هم تا ستاره می تپه تو آسمون همدل و همراز بی کینه ی من تا ته دنیا تو تقدیرم بمون
کوچه باغ تنتو وا کن به روی زندگی همه ی پروانه های خسته رو بغل بگیر تا دوباره قلب آینه بشکفه از نفست اسمتو غزل بخون تو گوش باغچه های پیر
بذا تا خورشید خوابآلود و پیر قصه ها از تو قاب مخمل چشمای تو آفتابی شه پس بزن ابر کبود حسرتو با نفست تا دوباره گنبد خاطره هامون آبی شه
|
|
![]() |
|
![]() |
بی تو تبعیدم به این تنهایی
بعد از مرگ روحم را کالبد شکافی کنید ؛ من به او مشکوکم ...



